تبلیغات
« بـافـتـنـی هـای مـامـان اعـظـم » - با عذر خواهی از آذری زبانان عزیزمان و....

« بـافـتـنـی هـای مـامـان اعـظـم »

((( هنر سرمایه من است ، دوستش دارم . )))



و .... برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان








در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید،

 کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و

 زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،

هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع،

از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن
دوستی آموختید،

هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید،

 گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ...
شدید،

کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم،

 برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و
بی چیز،

کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود

و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی

 که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران 
مربوطه نداشت،

حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ،

 برنامه های کوچک و بزرگ
نیکوکاری،...

هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا"،

 بسیاری از ما مردمان این آب و خاک 

بیاید وتحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند...

اما، تنها یک اشتباه کافی بود

 تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،

رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و

 سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،

سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی  و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و

 صاحبان قدرت شوید، و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و

 نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد...

من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!

اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،

و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم؛

نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ،

 حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!

که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم

و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که

خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،

و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت،

که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه
خورده می پردازند،

که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،

و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند...

منبع : میرزا قلمدون


mirzaghalamdoon.ir







مامان اعظم :

چند روزی بهت زده و غمگین  حال و روز آذری زبانان عزیزمان و

همینطور عمو فیتیله ای های عزیزمان بودم و مدام  فکر و

دلم پیش حال و روز عموهایمان بود .

تا اینکه در وب دلمشغولی های یک مامان با باز نشر یه مطلب روبرو شدم .

براشون نوشتم :



سلام مامان آفتاب عزیز .

چقدر حس خوبیه که متوجه بشی دوستت حس همدردی مشترکی در ذهن خودش

با خاطره هایی داره که به خطر افتادن !!!

اگر چه که اشتباه کردنند و زشت بود

اما اشتباه خود  را قبول داشته و سریع پوزش خواستند و

اگر چه که عذر خواهی کردنند ...

اماااااااااااا!!! 
پاسخی با گذشت و بزرگواری دریافت نکردنند!!!

.
.
.

به هر حال ... چند روزی مات اتفاق بودم و غمگین روزگار آذری زبان و

هم غمگین روزگار عموهایمان بودم ...

اما مثل شوکه شده ها در سکوت و بهت گذشت .

به هر حال به خاطر این حس مشترک ...از وب " میرزا قلمدون " مطلبی مشابه رو باز نشر می کنم .

مامان آفتاب ممنون از باز نشر به موقع این مطلب .



***


و  در وب " میرزا قلمدون" هم از عکس العمل عاطفی به موقع ایشان تشکر کرده و

 اعلام باز نشر مطلبشونو دادم .

***




طبقه بندی: مناسبت ها و دلنوشته ها ،
برچسب ها:عذر خواهی از آذری زبانان عزیز، همدردی با آذری زبانان عزیزمان، همدردی با عمو فیتیله ای ها، عذر خواهی عمو فیتیله ای ها از آذری زبانان،
دنبالک ها:میرزاقلمدون، دلمشغولی های یک مامان،

[ پنجشنبه 21 آبان 1394 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ اعظم عربشاهی دلویی ]

[ صنـــدوقچۀ نظــــــرات() ]


var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-153829-9']); _gaq.push(['_setDomainName', 'baftanymamanazam.mihanblog.com']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();